
روز دوشنبه تاریخ 25 ما جوزا بعد از ظهر شهروندان شهر کابل شاهد سیل عجیبی بود. باران به مدت 10 دقیقه بارید تمام کوچه پس کوچه ها پر از آب شد.
یکی از شاهدان عینی که به شدت عصبانی بود گفت ،این واقعاتبخاطر سهل انگاری شاروالی کابل است این نهاد باید کثافات را هر روز جمع آوری کرده و بیرون ازشهر انتقال دهد ولی متاسفانه آنان این کار را نمی کند به همین خاطر جوی های فاضلاب پر میشود، کمی باران می تواند کاملان بر سرک ها و کوچه اندام بکشد و حاکمیت کند که هیچ یک از عابرین قادر نیست که عبور و مرور نمایند.
همچنان وی اضافه کرد که در اثر این سیلاب ها یک تعداد خانه های که از سطح سرک پایین است کاملاً پر از آب شده به فامیل ها صدمات زیادی میرساند. در آخر شخص مذکورخواهش نمود که دولت مردان افغانستان کمی هم به فکر این مردم باشند و به مشکلات شان توجــــــه کنند.
نوشته شده در Mon 22 Jun 2009ساعت 16  توسط علی احمد مـــــددی
|

آیا فیلتر کردن ویبلاگ ها از چالشهای دولت خواهد کاست؟
در جریان حکومت آقای کرزی یک سلسله نهاد های اطلاع رسانی در کشور عرض اندام کرد تعدد این گونه نهاد ها کمک، کننده به نهادینه شدن دموکراسی در افغانستان محسوب می گردد تا با نشرات شان از تحقق نظام مردم سالاری در کشور آدرس رابرای تمام جهان ارایه کــــــــــــــنند ولی بعد از مدت اندک چنین یک تفکر به طرف طالبــــــانیزم شدن روان گردید.
بعد از سپری شدن دوران سیا طالبان خانواده مطبوعات در انتظار یک صفحه نوین در گستره فعالیت هایشان بود ولی متاسفانه هیچ وقت این رویا به حقیقت نه پیوست تنها موضوع که درین مورد باقی ماند شعار آزادی بیان در کشورطنین انداز است. دراین اواخر وزرای کابینه جمهوری اسلامی افغانستان به وزیر اطلاعات و فرهنگ وظیفه سپرد تا آنعده از رسانه های که بدون ثبوت دست به یک ادعا میزند فوراً به لوی ثارنوالی معرفی شده مورد پیگرد قانونی قرار گیرد.
در افغانستان قانون اساسی موجود است که مطابق به حکم آن قانون رسانه ها ومطبوعات نیزموجود میباشد که با رسانه ای تخطی کننده مطابق به حکم آن برخورد می گردد. ولی وزرای کابینه بدون آنکه به این مسئله توجه کنند چنین یک فیصله راصادر کرد.
شاید با چنین یک عمل دولت رسانه ها را تحت تاثیر قرار دهد تا خلاهای موجوده سرپوشیده باقی بماند ولی درحقیقت چنین یک روند لطمه شدید بر سیمای آزادی بیان خواهد بود.
درین اواخر دولت افغانستان یک تعداد از ویب لاگ های انترنتی را فیلتر میکند شاید آنعده ازدوستان که مقالات انتقادی خویش را درین ویب لاگ ها بنشر میرساند به نوعی محتویات نوشته شده به روحیه دولــــــــــــــــــــتمردان این کشورهمخوانی نداشته باشد ، به همان دلیل توسط سیستم های مخابراتی که بادولت همکار است کنترول می گردد. آیا فیـــــلتر کردن ویبلاگها از چالشهای دولت خواهد کاست ؟ درصورتیکه در داخل افغانستـــان ویب لاگ ها مشتری بسیار زیادی را ندارند زیرا بخشی بزرگ مردم در انتر نت ، کمپیوتر وتکنالوژی دست رسی ندارد.
اندیشمندان چنین یک روند مطبوعات ستیزانه را در این کشور به نفع نظام ومردم افغانستان نمی داند زیرا در یک جامعه دموکراتیک آزادی بیان نقش مهم را ایفا میکند.
نوشته شده در Thu 14 Aug 2008ساعت 10  توسط علی احمد مـــــددی
|

آیا عامل مشکلات در دایکندی چه کسی است ؟
بدون شک مشکلات بی نهایت زیادی فرا روی پیشرفت ولایت نو تاسیس دایکندی وجود دارد که درین مورد میتوان از روزنه های مختلف به قضایا دید و مورد مطالعه قرارداد.
در کشوری که سالهای زیادی فرهنگ ستیز و خشونت حاکم بوده روحیه مقابله و انتقام نهفته است مردم در تمام موارد بسیار حساس و زود رنج است رابطه همکاری و یاری رساندن بسیار ناچیز و اندک به نظر می رسد، کسانیکه در جستجوی بدست آوردن فرصت های سیاسی واجتماعی خود است از یک چنین روند استفاده بهینه میکند با توجه به وضعیت حاکم در دایکندی اشخاص هستند بجای انکه به منافع اجتماعی فکر کند به نفع فردی می اندیشد و فعالیت میکند تا از تخریش کردن اذهان عامه در کار کرد ها وبر نامه های خود استفاده کند از این جهت بر روند کارولایت که از هر جوانب مشکلات دارد صدمه وارد کند.
موضوع دگر که درین میان مورد بحث قرار میگرد مسائل فساد اداری و ظرفیت پایین کار مندان دولتی در ادارات میباشد که خود بخود یک نوع فضای بی اعتمادی را دربین مردم ودولت ایجاد میکند و مردم با پروسه های باز سازی و ساختار های به گفته ای مقامات اصلاحی همکار نمیگردد این خود یک چالش بزرگ فرا روی پیشرفت وترقی این ولایت محسوب میگردد و باعث بروز کردن مشکلات میگردد.
از سوی دگر کم توجه بودن دولت مرکزی افغانستان به طرف این ولایت که در پروگرامهای عمده و اساسی دولت شامل نمیگردد و در مورد ظرفیت بسیار پایین کارمندان دولتی هیچ کدام اقدام عملی صورت نمیگیرد. که این موضوع را هم میتوان شامل مشکلات در دایکندی کرد.
در یک جامعه دموکراتیک باید گروهای اجتماعی و سیاسی تشکیل گردد تا افکارهای مختلف یکجا شده به مصالح و ارزشهای اجتماعی کارکند متاسفانه احزاب که در دایکندی فعالیت میکند بیشتر ازینکه به منافع مردم توجه کند در مسایل حزبی وسیاسی خود می پردازد درین میان تنها مردم است که باید قربانی بدهد واز حقوق و مزایای شهروندی خود بهره مند نگردد، بعضی عقاید بر این است که فعالیت ها و کارکردهای احزاب در حال حاظر کمرنگ و بی اثر گردیده زیرا در سال های جنگهای داخلی مردم ازین گروها سیمای خوبی را مشاهده نکردن ولی از دیگاه عده ای چنین یک نگرش درست و دقیق نیست زیرا در انتخابات پارلمانی بطور روشن دیده شد کسانیکه وابستگی به احزاب سیاسی داشتند توانست بر دیگر رقیبان پیروز شوند نه بر اساس شایستگی بلکه بخاطر وابستگی به احزاب سیاسی خود، این خود نشان می دهد در حال حاظر این گروه نقش عمده را دربین جامعه بازی می کند.
با توجه به برسی های انجام شده دولت ، احزاب سیاسی و نمایندگان مردم عامل مشکلات درین مناطق است که باید در رفتار ها و کار کردها یشان تجدید نظر نماید در غیر آن مردم روز بروز ازآنان فاصله گرفته و بر مشلات شان افزون خواهد شد .
لیست احزاب سیاسی افغانستان اینجا کلیک کنید
نوشته شده در Sat 12 Apr 2008ساعت 7  توسط علی احمد مـــــددی
|

مرکز فرهنگی بی نام افغانستان
آقای وزیر صاحب بی اطلاع و بی فرهنگ وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ افغانستان چندی قبل بر اساس حکمی نگارستان ملی را بنام گالری ملی نام گذاری کرد که گویا واژه ای نگارستان یک کلمه پارسی ایرانی از کشوربیرونی داخل ادبیات زبان افغانستان شده است ، جناب وزیر صاحب بی خبر ازینکه همین گالری ملی از کجا آمده داخل این کشور گردیده یا اینکه وزیر محترم قاچاق کرده تحفه از کشورهای خارج به مردم افغانستان هدیه نموده است،تا یک کار بی فرهنگی را به مردم کرده باشد. بنابر اعتراض بعضی رسانه ها و شخصیت های ادیب افغانستان وزیر محترم مجبور شد که این کلمه را از روی دویوار برچیند و در جستجوی کلمه ای از نوع افغانی آن باشد متاسفانه ایشان موفق نشدن که با تلاش خستگی ناپذیر خویش این واژه را از زبان پشتو و دری پیداکند، این مرکز فرهنگی افغانستان مدت هاست که بی نام ونشان است .
جناب وزیر بیکار و بی تلاش با درایت کامل بدون اینکه به مصالح ملی فکر کند توانست آتش سمتی ولسانی را در بین مردم بر افروزد که آن عبارت بود ازبرکناری یک خبر نگار رسانه ملی که به خاطر به کار بردن زبان مادری خویش در تهیه گذاریش محکوم به اخراج از وظیفه گردید ، به تعقیب همین ماجرا یک سلسله تظاهرات براه افتاد که هیچ گاه بروز کردن چنین یک مسایل به مصلحت نظام و مردم افغانستان نیست.
اگر یک شخص واژه پوهنتون را بکار میبرد هم جرم نیست ویا کلمه دانشگاه را بکار میبرد هم مرتکب کدام اشتباهی نگردیده همه زبانهای افغانستان مورد احترام تمام اتباع کشور است .
زبان دری و پشتو به حیث زبان ملی افتخار تما م ساکنین افغانستان بوده وخواهد بود هرآنکس که بخواهد از طریق احساسات مردم افغانستان به نفع خود کار کند رویکرد جامعه افغانی به او منفی و دندان شکن خواهد بود.
وزیر محترم فعلاً توجه خویش را به طرف این خانه فرهنگی افغانستان نماید بهتر خواهد بود چرا که مدت هاست که این مرکز بدون نام ونشان است.
نوشته شده در Sat 5 Apr 2008ساعت 16  توسط علی احمد مـــــددی
|

خدمات صحی خنده دار
میلیون ها دالر برای خدمات صحی سالانه در افغانستان از کشورهای خارج اهدا میگردد. هرچه کوشش کنیم که از دور بین های غیر صحی نگاه کنیم کدام فعالیت بهداشتی را مشاهده نمیتوانیم . جالب است که هر گاه نظاره کنیم در تمام شفا خانه ها و کلینیک ها فقط گولی پراستامول می بینیم . افراد هر نوع مریضی که داشته باشد برایش گولی پراستامول داده میشه ..... نمیدانم که وزیر صاحب با شرکت پراستامول سازی قرارداد خصوصی دارد هههههههه......
درولایت دایکندی در مدت ۲۳ ماه به مبلغ زیاد تر از سی ونیم میلیون یورو را موسسه ای که در بخش صحی در این ولایت کارمیکند به مصرف رسانده است و مردم فقط چشمان شان با گولی های پراستامول آشنا میباشد.
سهمیه بندی شده برای هر مریض یک تخته گولی قراردادی اهدا میگردد ولو اینکه هر مریضی که داشته باشد. مبلغ۱۰ افغانی تحفه به شکل زور مانند از مراجعین می ربایند . هههههههه.....
یک عراده موتر آمبلانس که در اختیار ریاست صحت عامه دایکندی قرار دارد . رییس صاحب فقط برای کار های عاجل شخصی خود استفاده می کند نه برای مردم در بعضی ایام با دوستان و فامیل به قول انگریز ها به (پیک نیک). میره وای خدای من مه چه میگوم کلان رییس صاحبه... ببخشید گپ راست گفتن عادت من است چه کنم. اگه یک مریض در مسیر راه همین آ مبلانس نازدانه قرار گیرد قبل از مردن از مریضی زیر پای موتر له و لورده میشه چه رسه که انتقال داده شوه به خاطر در یافت سهمیه پراستامول هههههه.....
نوشته شده در Wed 26 Mar 2008ساعت 7  توسط علی احمد مـــــددی
|

شورای ملی افغانستان خانه جنایتکاران
همه افراد بشر به این معتقد است که باید جرم کننده به سزای اعمال خود برسد این موضوع توحید همه ملت ها است. چنانچه همگان شاهد است که در بعضی کشورهای پس از جنگ پروسه عدالت انتقالی به خوبی تطبیق شده که دادگا های بین المللی و نهاد های حقوق بشرنقش فعال را درین راستا بازی کرده است ، تنها را داد خواهی از جنایت کاران جنگی اجرای این بر نامه شمرده میشود. پس چرا در افغانستان این پروگرام ناکام خوانده میشود؟ در حال که قرار بودجنایتکاران جنگی در سال 2008 به محاکمه کشانده شود ولی در حال حاظر نه اینکه آنان به محاکمه کشانده شده بلکه به قدرت های عظمی نیز دست یافته است. آیا نهاد های دفاع از حقوق بشر ضعیف عمل نموداند آیا دولت ازین برنامه حمایت نمی کند ویاکدام دلیل دگر درین مورد موجود است ؟ طبعاً مسایل گوناگون در ذهن مجسم میگردد که به این روند لطمه وارد نموده است. در قسمت اول کسانیکه بانی و طراح این پروسه در افغانستان هستند بی خبر از شرایط خاص این کشور، راهکرد ها و میکانیزم های غلط را در پیشبرد این برنامه به کار گرفتند، نه تنها به این پروسه ممد واقع نشد بلکه باعث تقویه جنایتکاران جنگی در افغانستان گردید، چنانچه فعلاً مشاهده میکنیم همین جنایت کاران به پست های بلند دولتی ایفای وظیفه می نمایند موضوع دگر که دیده میشود راه یافتن جنایتکاران جنگی به شورای ملی است که توانست اکثریت چوکی ها را بدست بیاورد که در حال حاضر پارلمان افغانستان جای امنی برای آنان محسوب میشود شورای ملی خانه ملت نیست بلکه خانه جنایتکاران جنگی به شمار می آید، اینها طوریکه در دوران جنگها مردم را استثمار میکردند حالا درپارلمان آنعده از نمایندگان که میخواهند برای مردم کار کند واز حق مردم دفاع نمایند فعالیت های شان توسط همین جنایتکاران سبوتاژ میگردد که خود نشان یک نوع استثمار نماینده ها است پس به این نتیجه میرسیم که تا حالا زمینه جنایت برای آنها بدون کدام موانع مهیا است ، پارلمان افغانستان از شروع کار خود تابه حال به زخمهای قربانیان مرهم نگذاشته بلکه زخم های آنان را عمیق تر ساخته است .نظریه دگر که در مورد عملی نشدن پروسه عدالت انتقالی در افغانستان مطرح است گسترش اعمال تخریب کارانه القاعده و طالبان است که روز به روز روبه افزایش است بیم آن میرود که همدستی طالبان و جنایتکاران جنگی باعث ناکام شدن کلی این برنامه شود.
خود همین ظهور مجدد طالبان در صحنه میتواند یک دلیل عمده ای عملی نشدن این پروسه باشد اگر آن جنایت کاران به میز محاکمه کشانده میشد عبرت بود برای آن طالبان که فعلاً در گیر این چنین جنایات است. حالا باید راهای بیرون رفت ازین چالش سنجیده شود، درین مورد نقش نهادهای مدنی بسیار موثر خواهد بود زیرا آنها در متن مردم قرار دارد، مشوره و همکاری جامعه مدنی در واقع همکاری مردم است که میتواند در مورد مستند سازی هاو همچنان در بخشهای گوناگون به این برنامه یاری رسانند.
نوشته شده در Sat 8 Mar 2008ساعت 12  توسط علی احمد مـــــددی
|
از محبوبیت والی دایکندی چرا کاسته شد ؟
درطی روز های اخیر محبوبیت آقای سلطانعلی ارزگانی والی ولایت دایکندی دربین بعضی از مردم کاهش پیدا نموده که میتوان از درچه های مختلف به این موضوع دید که چه عوامل و عملکرها باعث این مسُله شده است.
ایشان در روز های ابتدایی شروع کار خود وعده های زیادی مبنی بر این که کارهای بیشماری را برای مردم دایکندی در بخش های مختلف اجتماعی انجام خواهند داد. در صورتیکه مدت ها سپری میشود که جناب ایشان به حیث والی کارمیکند فقط بعضی از تعمیر های ادارات دولتی ساخته شده و یا دردست ساخت است البته این کار ها محدود به مرکز ولایت دایکندی میگردد دگر کدام فعالیت قابل ملاحظه دیده نمیشود. در سال جاری بودجه انکشافی ولایت دایکندی به مصرف نرسید ، پول تخصیصی به مرجع تمویل کننده مسترد گردید.
امروز در افغانستان رشوه ستانی و فساد اداری به اوج خود رسیده که دایکندی نیز از این قاعده مثتنی نیست. بنابر آن مردم دایکندی والی را مقصر میداند که چرا به کاهش دادن این پدیده یک عمل همه جانبه نمی کند.
موضوع دگر که اذهان عامه را مخدوش ساخته موضوع شهرداری دایکندی است که شهر دار درسالهای گذشته پولهای مردم را گرفته که گویا زمین توزیع میکند که تا به حال چنین یک کار صورت نگرفته به همان اساس کسانیکه پول به شهرداری داده زمین بدست نیاورده آنان یکسری شکایت های را از کار کرد های شهر دار ووالی دایکندی به هییت های لوی خارنوالی داشته اند، بر بنیاد بعضی شایعات شهردار دایکندی قرار بوده که به اثر فشار های زیاد مردم از دایکندی فرار نماید ولی از گریختن ایشان توسط عده ای جلوگیری شد وبعد این موضوع به یک کمیسیون ترکیبی از شورای ولایتی ،امنیت ملی ، خارنوالی و پولیس ملی تشکیل شد که به این قضیه رسیدگی نمایند بعد از کار چند روزه به اثر دخالت بعضی نمایندگان که گویا این کمیسیون بی طرفانه نیست ، والی این کمیسیون را ملغی قرار داده وقرار شد که دوسیه را به شخص لوی خانوال تسلیم نمایند که شخص ایشان درین مورد تحقیق کند . در بعضی موارد والی از شهردار دایکندی حمایت میکند که این مسُله هم یک دلیل عمده ای در کاهش پیدا کردن محبوبیت ایشان می یاشد.
علت دگر که جهت کاهش محبوبیت آقای سلطانعلی ارزگانی متصور است مخالفت وکلاء شورای ملی میباشد البته این مخالفت بیشتر جنبه سلیقه ای دارد نه اینکه در گستره منافع مردم ، ممکن بعضی کار کرد های والی بر وفق مراد شخصی نمایندگان نباشد.
شهردار دایکندی باید محاکمه شود
نوشته شده در Mon 3 Mar 2008ساعت 11  توسط علی احمد مـــــددی
|