شورای ملی افغانستان خانه جنایتکاران

شورای ملی افغانستان خانه جنایتکاران
همه افراد بشر به این معتقد است که باید جرم کننده به سزای اعمال خود برسد این موضوع توحید همه ملت ها است. چنانچه همگان شاهد است که در بعضی کشورهای پس از جنگ پروسه عدالت انتقالی به خوبی تطبیق شده که دادگا های بین المللی و نهاد های حقوق بشرنقش فعال را درین راستا بازی کرده است ، تنها را داد خواهی از جنایت کاران جنگی اجرای این بر نامه شمرده میشود. پس چرا در افغانستان این پروگرام ناکام خوانده میشود؟ در حال که قرار بودجنایتکاران جنگی در سال 2008 به محاکمه کشانده شود ولی در حال حاظر نه اینکه آنان به محاکمه کشانده شده بلکه به قدرت های عظمی نیز دست یافته است. آیا نهاد های دفاع از حقوق بشر ضعیف عمل نموداند آیا دولت ازین برنامه حمایت نمی کند ویاکدام دلیل دگر درین مورد موجود است ؟ طبعاً مسایل گوناگون در ذهن مجسم میگردد که به این روند لطمه وارد نموده است. در قسمت اول کسانیکه بانی و طراح این پروسه در افغانستان هستند بی خبر از شرایط خاص این کشور، راهکرد ها و میکانیزم های غلط را در پیشبرد این برنامه به کار گرفتند، نه تنها به این پروسه ممد واقع نشد بلکه باعث تقویه جنایتکاران جنگی در افغانستان گردید، چنانچه فعلاً مشاهده میکنیم همین جنایت کاران به پست های بلند دولتی ایفای وظیفه می نمایند موضوع دگر که دیده میشود راه یافتن جنایتکاران جنگی به شورای ملی است که توانست اکثریت چوکی ها را بدست بیاورد که در حال حاضر پارلمان افغانستان جای امنی برای آنان محسوب میشود شورای ملی خانه ملت نیست بلکه خانه جنایتکاران جنگی به شمار می آید، اینها طوریکه در دوران جنگها مردم را استثمار میکردند حالا درپارلمان آنعده از نمایندگان که میخواهند برای مردم کار کند واز حق مردم دفاع نمایند فعالیت های شان توسط همین جنایتکاران سبوتاژ میگردد که خود نشان یک نوع استثمار نماینده ها است پس به این نتیجه میرسیم که تا حالا زمینه جنایت برای آنها بدون کدام موانع مهیا است ، پارلمان افغانستان از شروع کار خود تابه حال به زخمهای قربانیان مرهم نگذاشته بلکه زخم های آنان را عمیق تر ساخته است .نظریه دگر که در مورد عملی نشدن پروسه عدالت انتقالی در افغانستان مطرح است گسترش اعمال تخریب کارانه القاعده و طالبان است که روز به روز روبه افزایش است بیم آن میرود که همدستی طالبان و جنایتکاران جنگی باعث ناکام شدن کلی این برنامه شود.
خود همین ظهور مجدد طالبان در صحنه میتواند یک دلیل عمده ای عملی نشدن این پروسه باشد اگر آن جنایت کاران به میز محاکمه کشانده میشد عبرت بود برای آن طالبان که فعلاً در گیر این چنین جنایات است. حالا باید راهای بیرون رفت ازین چالش سنجیده شود، درین مورد نقش نهادهای مدنی بسیار موثر خواهد بود زیرا آنها در متن مردم قرار دارد، مشوره و همکاری جامعه مدنی در واقع همکاری مردم است که میتواند در مورد مستند سازی هاو همچنان در بخشهای گوناگون به این برنامه یاری رسانند.


