حقوق زن

حقوق اساسی زنان در افغانستان در حال حاضر افغانستان دارای نظام می باشد که مبتنی بر قانون اساسی و در چوکات دموکراسی استوار است ، در مورد حقوق زنان و افزایش اشتراک آنان در بخش های مختلف یک سلسله فعالیت ها صورت گرفته است ، که این فعالیت ها محدود به چند مناطق و شهرهای از افغانستان میشود این موضوع به هیچ گونه تمام جغرافیایی این کشور را احتوا نمیکند گرچند تعداداز مدافعین زنان که چندین سال است در افغانستان فعالیت میکند برای توجیه کردن کارهای شان نقش اشتراکی زنان را وسیع جلوه میدهد ولی باور بر این است که زنان حقوق مسلم خود را بدست آورده نتوانسته است به این استدلال که افغاستان یک کشوراست که اکثریت مردمان آن به قراء و قصبات زندگی میکند گفتمان حقوق زن در محدوده شهر های این کشور میباشد، ازین دایره به بیرون گسترش پیدا نکرده و همچنان حاکمیت قانون در تمام مناطق افغانستان زیر سؤال است گروپ های استثمار کننده ای زنان فوق العاده فعال هستند. این افکار و اندیشه ها برای افغانان موجود است که زنان را نمی خواهند حقوق مساوی با مردان داشته باشند که ناشی از موضوعات ذیل مباشد. الف : تعبیرات اشتبا، ازجانب بعضی ازعلما دینی در مورد حقوق زن در اسلام با توجه به شرایط فعلی که مردم این کشورسخت پابند اعتقادات مذهبی است . ب : تاثیرات قوانین طالبانی در مورد سهم گیری زنان در موضوعات اجتماعی افغانستان ج : فرهنگ خشونت در مقابل زنان د : تفکر آسیب پذیری زنان در مقابل رخداد های مختلف درجامعه دراین جا میتوان گفت تعصبات در مقابل زنان فوق العاده ریشه ای است مدت مدید و کار فراوان را می طلبد که یک جامعه اشتراکی اعم از زن مرد را شاهد بود. ازدواج اجباری ازدواج اجباری یک رویکرد جدید در افغانستان نیست بلکه یک پدیده است که میراث حکومات استبدادی ، جنگ های داخلی و فقر در جامعه از خود به جا مانده است عمدتاً دختران و خانم ها قربانی این موضوع است در زمان سلطنت خانواده ابدالی زنان به عنوان برده و کنیز به خدمت درباریان قرار داشت و فقط آنان را به عنوان یک وسیله خوش گذرانی برای مردان به حساب می آوردند در گذشته نه چندان دوردر جریان جنگ های داخلی دختران با سنین کم از طرف قوماندانان به زور به همسری گرفته میشد همچنان در دوران سیا ه طالبان نیز چنین موضوع به حد نهایی خود رسیده بود در بعضی خانواده فروش دختران شان به پیر مردان که دارای سنین بسیار بالا قرار دارد صورت می پذیرد به خاطر اینکه یک پول هنگفت بدست آورد ، در تمام جریانات زنان کدام آله برای مبارزه با این رخداد را نداشتند تنها کاری میکند خودکشی و یا فرار از خانه میباشد،در نتیجه زنان قربانی این معرکه است ، ازدواج اجباری موانع اصلی تحصیل و کار دختران افغان به شمار میآید زنان در افغاستان بیشتر از نیم جمعیت را تشکیل میدهد اگر در یک جامعه ای رو به انکشاف نصف آن در امورات کاری سهم نگیرد پس آن پیشرفت سرعت نخواهد داشت اگر تمام اتباع کشور یک جا همگام کار نماید به زودی به ترفی و شکوفایی دست پیدا خواهد کرد اگر در یک فامیل زن و مرد کار نما ید اقتصاد خانواده تقویت میشود در هر کشور که اقتصاد فامیلین پیشرفت کرد به صورت اتوماتیک کشور نیز اقتصاد خوبی را بدست خواهد آورد. پس بر تمام افغانان است که جلو تحصیل و کار زنان را نگیرد تا آنها مردان را به این باز سازی و انکشاف همراهی نمایند.


