تبليغاتX
افغانســـــــــــــــــتان نویـن
 
 
درباره سایت
از دیگر رسانه ها 
تبلیغات 

برای درج تبلیغات تماس بگیرید

 خبرنامه سایت





Powered by WebGozar

آخرین نوشته های وبسایت 

طالبان در هزاره جات

 

ظهور طالبان در مناطق مرکزی هزاره جات

 

جنگ های داخلی   پی در پی مردم افغانستان را خسته ساخته بود بازار جنگ در پایتخت افغانستان و بعضی از شهرهای بزرگ این کشور سخت داغ بود مناطق مرکزی از آتش جنگ های داخلی نیزمی سوخت روز به روز خصومت بین مردم زیاد میشد مردم ازهیولای جنگ سخت متنفر بودن در آن ایام بعضی سروصداها شنیده میشد که گویا یک گروهی از طرف قندهار ظهور کرده بنام طالبان ایشان مردمان است باصورت نورانی و  با لباس های محلی افغانی و ریش بلند با عمامه های سفید گویا آنها کسانی است که دنیا را پر از عدل ودادمیکند این تبلیغات در بین مردم روز بروز زیاد میشد، از سوی دیگر دامنه جنگهای گروه های احزاب  گسترده تر میگردید درضمن اینکه  تبلیغات وسیع را طالبان به را ه انداخته بود در هر منطقه که اینها تسلط پیدا میکرد نرخ های مواد غذایی  ارزان ببازار عرضه میشد و امکانات رفاهی در مقایسه با آن مناطق که در دست دگر جناحها بود بیشتر به چشم میخورد این موضوع خود جای سؤال بود که آیا این گروه از کدام منبع تمویل و تجهیز میگردد و دست های موجود است که در نهان کارمیکند خوب بهر صورت یک کمپاین فوق العاده مؤثر برای به قدرت رسیدن طالبان بود.البته قبل از تسلط در مناطق هزاره جات که در آن دوران تقریباً زیاد تر از خاک افغانستان را به چنگ گرفته بودن تحریم وسیع اقتصادی را روی دست گرفت با این تحریم مردم مناطق مرکزی دچار مشکلات شدیدی شد که این موضوع هم یک دلایل از موفق شدن طالبان در هزاره جات گردید  درجریان سال 1377 طالبان در مناطق دایکندی تسلط پیدا کرد یک تعداد اسلحه ای را نیز ازنزد مردم جمع آوری کرد ه به مرکزیت شان انتقال دادند مردم نسبتا ساده لوح مناطق مرکزی کاملا از سیمای اصلی طالبان بی خبر بودن، در جریان همین سالها این گروه قادر شدن بیشترین خاک   افغانستان را بدست آورد، گروه های احزاب بسیار پراگنده شدند که یک تعداد آنان به خارج از کشور فرار کردند و یک جناح آنان با گروه طالبان یک جا شد که در نتیجه این حزب هم چندان موقعیت قابل ملاحظه در داخل تشکیلات طالبان  بدست آورده نتوانست. گروه طالبان بعد از تسلط اعظمی از جغرافیایی  افغانستان شروع به استبداد و ظلم نمود که  که حقوق اقلیت ها و خانم ها که نیم از پیکره جامعه را تشکیل میداد کاملا پایمال می شد بلکه تصامیم این گروه براین بود که یک حکومت نشنالیزم را در منطقه بنیانگذاری  کند تاازین طریق بادار های خارج شان استفاده بهینه را بدست بیاورد .

 

نوشته شده در  Tue 19 Feb 2008ساعت 9  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

جامعه مدنی

                                          جامعه مدنی چیست ؟

 

اگر بخواهيم يك تعريف كلي از جامعۀ مدني ارائه دهيم، بايد بگوييم جامعۀ مدني به مجموعۀ نهاد ها، تشكيلات و حد فاصلهاي گفته مي شود كه بين جامعه و دولت قرار دارد كه مانع تجاوز دولت به حريم و حقوق جامعه مي شود.البته براي نگهداري و تداوم اين نهاد ها و به طور گلي ثبات جامعۀ مدني به فرهنگ مدني نياز است. در يك نظام سياسي كه جامعۀ مدني در آن وجود دارد جامعه از سه لايه تشكيل شده است.   لايۀ بالايي عبارت ازدولت است كه از آن به نام جامعه سياسي نيز ياد مي شود. لايه   پايني متشكل از مردم است· لايه مياني از جامعۀ مدني و نهاد هاي آن به وجود آمده است. اين تقسيمات را مي توان در كلمات زير نشان داد.

دولت

جامعه مدني

مردم

از اين جا مي توان گفت كه جامعۀ مدني يك حوزه است. حوزه يي  از نهادهاي مدني. اين حوزه در ميان دولت و خانواده قرار دارد.پس جامعۀ مدني حوزه يي است كه بالاتر از تشكيلات خانواده و پاينتر از تشكيلات دولت موقعيت دارد.نهاد هاي جامعۀ مدني همگان در چارچوب قانون اساسي هر جامعه فعاليت مي كنند و حركت آن ها نبايد از حريم منافع ملي بيرون گردد.جامعۀ مدني از انحصاري شدن قدرت در دست دولت جلو گيري مي كند و قدرت را در ميان دولت و گروههاي گوناگون و احزاب سياسي تقسيم مي كند. جامعۀ مدني خواهان حذف قدرت نيستند؛ بلكه مي خواهند آن را عادلانه توزيع نمايند.

از نظر تاريخي جامعۀ مدني نخست در جامعۀ شورايي سومري ها در بين النهرين بروز كرد. بعد در يونان باستان به معناي city state يعني (دولت-شهر) يا حكومت مستقيم يا بلا واسطۀ مردم پياده شد.

سر انجام با تأكيد بر حقوق طبعي انسان و آزادي هاي فردي در اروپا در عصر روشنفگري يا Enlighten پديدار گرديد. در افغانستان بحث جامعۀ مدني عمدتاً پس از سقوط طالبان مطرح شده و ظرف پنج سال گذشته ما شاهد ايجاد ده ها و صد ها نهاد مدني بوده ايم.

 

پرتونادري

نوشته شده در  Fri 15 Feb 2008ساعت 22  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

عروسی در دایکندی

عروســـــــــــــی از نوع  دایـــــکندی

 

ازدواج یکی از نیازمندیهای بشریت است که میتوان با آن تشکیل خوانواده داده و به بقاه بشریت در روی کره ای زمین امید بخشید، ازدواج کردن به انسانها  صمیمیت را می آموزد چنانچه بعضی ها با یکجا شدن دو شخص که شادی و غم شان  را با همدیگرشریک  می سازد و بعضی اشخاص با داشتن فرزند که محبت پدر بودن مادربودن بردلها ی آنان نقش بسته می کند این موضوعات باعث میگردد که یک دوستی واقعی   بوجود آید.

ولایت دایکندی یک منطقه  کوهستانی بوده که از دره های پست وبلند تشکیل شده  است با کوهای مرتفع و زیبایش به جذابیت این سرزمین افزوده ودر فصل بهار و تابستان همه مناطق پوشیده از علف ها و چمنزار هاست جوانان درین فصل همه مشغول کارو فعالیت درمیان کشت زارها وسبزه ها است یک تعداد از  نوجوانان   بااستفاده ازین موقعیت به هم دیگر اشنایی پیدا کرده پیوند دوستی میبندند به اساس رسوم و عنعنات این مردم جوانان درسن کم به ازدواج نمودن  میپردازد و یامجبور به انجام این کار میگردند.

 

دوره آشنایی جوانان که باعث عروسی آنان میگردد.

 

به اساس ارزیابی انجام شده به قرار ذیل تقسیم میشود.

 

1. %10 درجریان کاربه مزارع

2. %30 در مراسم های مختلف محل

3. %40 دوران مکتب و تحصیل

4. %20 توسط خواستگاری پدران ومادران

این آمار است که از واقعیت های عینی جامعه امروزی دایکندی گرفته شده و دقیقاً به آن نظر سنجی شده است،

دربین زیادترین فامیل هاحرکات دختران به تناسب  پسران زیاد تر تحت کنترول است زیرا به نظرآنان دختران    نسبت به پسران آسیب پذیر تر است و در بعضی موارد  خوانوده ها دوستی دختران شان را با یک پسر غیر قابل عرف و عنعنات اسلامی میداند و درمورد پسران چنین یک اندیشه و تفکر  تقریباً هیچ وجود ندارد اگرکدام موانع باشد صرف به خاطر علایق شخصی والدین میباشد.

پس ازینکه پسر و دختر  آشنایی پیدا کرد مرحله خواستگاری می رسد که توسط پدر و بزرگان   پسر به خانه پدر دختر میرود عموما پیش از پیش به آنان خبر داده میشود و مهمان دار هم وابستگان نزدیک خود را دعوت میکند که در قضیه به نوعی دخیل باشد. بعد از صرف نان و صحبت کردن ، پدر پسرویا یک نفر از بزرگ تر آنها ، رو میکند به طرف پدر دختر میگوید "مو آمدیم که که امو بچه ره به غلامی خو قبول کده دختر خوره بدید " پدر دختربعد از چند لحظه فکر کردن میگوید." مو آلی برای شمو چیز گوفته نمی تنی یک نفر چند روز باد رایی کنید جواب شمو نه میدی"   اگر جواب مثبت بود گله تعیین می شود درغیر آن فامیلین پسر چند بار به عنوان روی گر مراجعه می کند.

گله گیری  

بعد از توافق دوطرف، خانواده داماد گله ومخارج عروسی را تهیه میکند، درروزی گله گیری چندین نفر ازطرف فامیل عروس به خانه داماد می آید و یک شب وروز را درآنجا سپری میکند در اکثر  از مناطق ولایت دایکندی گله نصف آن اجناس و حیوانات میباشد و نیمه آن پول نقد مهمانان اجناس گله را قیمت گذاری کرده وبعداز دریافت مال پره به طرف خانه عروس میروند، ازطرف خانه داماد نیز چند نفر به عنوان چوپان گله ای منظورشده را به خانه پدر عروس می برد و مدت یک شب و روز را درآنجاسپری میکند وفردای آن روز چوپانی  برای مهمان که از طرف خانه داماد آمده بودند داده شده خداحافظی میکند

 

 

 عروسی

 بعد از تکمیل شدن پروسه گله دهی خانواده عروس جهزیه عروس را تهیه میکند که از قبیل فرش (پلاس) ، صندوق ، رخت خواب ، ماشین خیاطی ، لباس بیری و یک جوره لباس برای داماد که شامل پیراهن ، لونگی ، کفش ، کورتین ودستمال دست می باشد تهیه میشود.

روز عروسی ازتمام اقوام وهمسایه های دوطرف دعوت به عمل میآید که درین مراسم شرکت کنند، آنان نیز با شوق و ذوق هرچه تمام به این برنامه خوشی اشتراک میکند.

دامادو قوده غو را هرکدام یک اسب برای شان ترتیب میدهد.  توی چینو از خانه داماد به طرف خانه پدر بیری    روان میشود قبل از رسیدن توی چینو برای پذیرایی مهمانان یگ گوساله را آماده میکند برای گوساله چپچی وقتی که توی به چند متری محل عروسی رسید ، گوساله را رهامی کند، درآن موقع همه ای مهمانان به طرف گوساله حمله ور میشود هرکه زود تر خود را به گوساله برساند حق مالیکیت انرا  دارد.

بعد داماد را از اسب پیاده کرده به بالای پای انداز می آورد توسط شیرنی ، پول نقد و بادام سرچوچه لی میگردد. پس ازآن داماد که یک وطاق مخصوصی برایش ترتبیب داده شده است راهنمایی میشود. تمام مهمانان به محل نان خوری می رود برای ایشان غذا داده میشود. بعد از صرف غذا قوده غو (مادر داماد) لباس که قبلاً ترتیب شده بود به بیری میپوشاند پیش از پوشاندن روشنایی کالا از قوده غو یک مقدار پول نقد میگیرد، همزمان لباس داماد را نیز توسط یک شخص از طرف فامیل بیری به وطاق که داماد هست میآ ورد روشنایی کالا از پدر داماد گرفته میشود بعد لباس را به داماد می پوشاند پدر عروس با یک دستمال که از طرف عروس ساخته شده کمر داماد را بسته می کند، این دستمال گویا یک شگون نیک برای عروس و داماد است که هردو به زندگی شان بسته باشد، بعد از ختم لباس پوشی داماد را در وطاق عروس می آورد هردو زوج را سر چوچه لی میکند درین موقع مادر داماد  باید شعر قودغو را بخواند پس ازآن  هردورا به آشپز خانه میبرد که دگدان را زیارت کند مادر داماد یک مقدار پول نقد را روشنی دگدان به فامبل عروس میدهد  بعد ازین که خواست از خانه بیرون شود نیم کیلو گندوم را بدست عروس میدهد که در وقت بیرون شدن از خانه به پشت سر خود بریزد گویا با این کار خانه داماد و پدر عروس با برکت باقی میماند، بعداز اینکه عروس خواست از خانه بیرون شود دونفر دروازه بیرونی خانه را میبندند پدر داماد مکلف است که یک مبلغ رابعنوان دروازه گیری  برای آنها بدهد تادروازه باز شود. خوب بهر صورت بعداز انجام برنامه ها بیری را به اسب سوار میکند و داماد هم به اسب مربوط خود سوار میشود به طرف خانه داماد روان میگرددهمچنین برنامه ای  گوساله چپچی که در خانه عروس اجرا شده به خانه داماد اجرا میشود. البته این بار مهمانان که از طرف خانه عروس می آید باید به خاطر گرفتن گوساله رقابت کنند، عروس را از اسب پایین میکند و در بالای پای انداز استاده کرده سر چوچه لی می کند و همزمان یک گوسفند پیش پای عروس قربانی می شود پای بیری را از خون همان قربانی  کمی رنگین میکند بعداز آن به طرف خانه که برای عروس آمده شده روان میشود، یک شب وروز راتمام مهمانان در خانه داماد  سپری میکند بعد ازآن تمام توی چینو و قوده غو ها به طرف خانه هایشان میرود، مراسم عقد ونکاح اجراشده  زندگی مشترک و جدید این دو شخص آغاز میگردد.

نوشته شده در  Mon 11 Feb 2008ساعت 13  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

تماس با ما 

برای تماس با ما می توانید از فرم زیر استفاده کنید . 

نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
پیام:

گالری تصاویر
بخش ویژه گزارشات تصویری
 
 این قسمت به زودی فعال می شود
 
 این قسمت به زودی فعال می شود
 
 
نظر سنجی 
 
 
آمار وبسایت

 
ویرایش و ترجمه توسط خانه طراحی و نشر چشمه ریگی - با الهام گیری از سایت خبری بیناد مردم