تبليغاتX
افغانســـــــــــــــــتان نویـن

افغانســـــــــــــــــتان نویـن

سیاســــــت،اجــــتماع ،فرهـــــنگ ، نقد و ادب

نیمه شعبان

مبارک باد

میلاد تو ای نور نهان عدالت!

با گامهای منور و زبیایت بیا و جهان را پر از عدل نما !

 نیمه شعبان بر همه مسلمین جهان خجسته و میمون باد

مدیریت ویبلاگ

+ نوشته شده در  Fri 15 Aug 2008ساعت 19  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

آیا فیلتر کردن ویبلاگ ها از چالشهای دولت خواهد کاست؟

                                

                        

 

                   آیا فیلتر کردن ویبلاگ ها از چالشهای دولت خواهد کاست؟

 

در جریان حکومت آقای کرزی یک سلسله نهاد های اطلاع رسانی در کشور عرض اندام کرد تعدد این گونه نهاد ها کمک، کننده به نهادینه شدن دموکراسی در افغانستان محسوب می گردد  تا با نشرات شان از تحقق نظام مردم سالاری  در کشور آدرس رابرای تمام جهان ارایه کــــــــــــــنند ولی بعد از مدت اندک چنین یک تفکر به طرف طالبــــــانیزم شدن روان گردید.

 

بعد از سپری شدن دوران سیا طالبان خانواده مطبوعات در انتظار یک صفحه نوین در گستره فعالیت هایشان بود ولی متاسفانه هیچ وقت این رویا به حقیقت نه پیوست تنها موضوع که درین مورد باقی ماند شعار آزادی بیان در کشورطنین انداز است. دراین اواخر وزرای کابینه جمهوری اسلامی افغانستان به وزیر اطلاعات و فرهنگ وظیفه سپرد تا آنعده از رسانه های که بدون ثبوت دست به یک ادعا میزند فوراً به لوی ثارنوالی معرفی شده مورد پیگرد قانونی قرار گیرد.

 

در افغانستان قانون اساسی موجود است که مطابق به حکم آن قانون رسانه ها ومطبوعات نیزموجود میباشد که با  رسانه ای تخطی کننده مطابق به حکم آن برخورد می گردد. ولی وزرای کابینه بدون آنکه به این مسئله توجه کنند چنین یک فیصله راصادر کرد.

 

شاید با چنین یک عمل دولت رسانه ها را تحت تاثیر قرار دهد تا خلاهای موجوده سرپوشیده باقی بماند ولی درحقیقت چنین یک روند لطمه شدید بر سیمای آزادی بیان خواهد بود.

 

درین اواخر دولت افغانستان یک تعداد  از ویب لاگ های انترنتی را فیلتر میکند شاید آنعده ازدوستان که مقالات  انتقادی خویش را درین ویب لاگ ها بنشر میرساند به نوعی محتویات نوشته شده  به روحیه دولــــــــــــــــــــتمردان این کشورهمخوانی نداشته باشد ، به همان دلیل توسط سیستم های مخابراتی که  بادولت همکار است کنترول می گردد. آیا فیـــــلتر کردن ویبلاگها از چالشهای دولت خواهد کاست ؟  درصورتیکه در داخل افغانستـــان ویب لاگ ها مشتری بسیار زیادی را ندارند زیرا بخشی بزرگ مردم در انتر نت ، کمپیوتر وتکنالوژی دست رسی ندارد.

 

اندیشمندان چنین یک روند مطبوعات ستیزانه را در این کشور به نفع نظام ومردم افغانستان نمی داند زیرا در یک جامعه دموکراتیک آزادی بیان نقش مهم را ایفا میکند.

 

+ نوشته شده در  Thu 14 Aug 2008ساعت 10  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

خشونت از نوع گدایان

                           

 

خشونت از نوع  گدایان

 

شهر کابل - گزارش گر، خبر نگار بی خبر

به اساس گزارش روز هفت شنبه خبر نگار بی خبر از چوک قورمه و پلو فروشا ن ، حاکی از آن است که به خاطر سرازیرشدن انبوه از گدایان جدید الشمول دررشته گدایی تعدادی زیادی از گدایان دست به تظاهرات خشونت آمیزوپهلوانی زدند. خبر نگار بی خبر می افزاید علت اصلی انگیزه این برخورد این  گونه عنوان شده  کسانیکه قبلاً درین محل مسکن گزین بوداند ادعا میکنند قبل از قبل برای بدست آوردن محل گدایی برای آمر صاحب حوزه  مربوطه پول پیشکی پرداخت نموده اند، این برای شان غیر قابل تحمل است که دگران بیایند و به درامد آنان تغیر ایجاد شود.

با این حال گدایان کهنه کار و جدیدالشمول فی مابین به جنگ شدید تن به تن رو آوردن در اثر این واقعه تعداد زیادی ازین مردم  لتو پار وزخمی شدند، خبر جالب و خنددار این که درموقع جدل طرفین   دوزدان چابک دست شهر، دست ازآستین توانای خویش همانند برق بدر آورده شروع به جستجوی جیب های عابرین و تماشاچیان کردند. که در نتیجه جیبهای اکثر تماشاچیان غار گشته ومتاع این مردم به متاع دوزدان اضافه شد یکی از تماشاچیان که جیبش غار گردیده بود به شدت اظهار خوشحالی و مسرت مینمود. علت را ازوی جویا شدم به جواب گفت برادر واسکتم را غار کرده پول هایم را دوزدیده  پروا نداره خوب شد که در همان زمان شکمم همرای جیب واسکت یک جا غار نشده فعلاً سالم هستم جای یک دنیا خوش حالی است، خبر جالب دگر اینکه در نتیجه مغلوبه جنگی گدایان تعدادی از خربوزه فروشان شهر نیز از محل متواری شدند خود را به محل امن تر رساندند ، تا ازین صحنه  بدور باشند.

خبر نگار بی خبر اضافه میکند در اثر مداخله پولیس های بی امنیتی بر شدت جنگ افزوده شد زیرا آنان همواره گروپ های اولی را برای حمله به گروه تازه وارد تشویق مینمود این موضوع باعث میشد که جنگ لحظه به لحظه به داغ ترین صحنه تبدیل گردد. درین مورد خواستم نظر یک تن از اشتراک کننده درجنگ را جویا شوم ایشان که سخت مصروف به جنگ بود گفت :

برادر عزیز این صحنه را که می بینی جهاد حق علیه تجاوزگران است ما باید از وظیفه مقدس خود دفاع نمایم تا جان در بدن خون دررگ داریم به این وظیفه که مهارتش را به هزاران مشقتی کسب کردیم وفا شود زیرا دولت ما برای کسترش این کار فعالیت های خوبی کرد اند روز بروز کار کم شده  نرخ و نوا به آسمان رسیده خانه های مقامات دولتی مجلل تر گشته موتر های مدل جدید برای آنان هرروز بر تعدد شان افزوده شده چورو چپاول توسط افراد های زور مند زیاد شده  که واقعا قابل ستایش است واقعاً میتوان گفت کسانیکه آلوده به این اختلاص ها است  خاک بر سر آنان باد.

دیگه وقت حرف زدن ندارم بخاطر که از میدان جنگ و زور آزمایی نمانم خدا حافظت.

 

مبصر سیاسی روسیا راجع به این پهلوانی چنین مینویسد:

جای بس مسرت و خرسندی برای مقامات عالی رتبه دولتی است که سال به سال لحظه به لحظه مردم فقیر گشته و بیکاری دامن گیر فقیر ها شده به گدایان شهر افزوده میگردد، درین مورد باید دست دولت نامردان را بوسیده از غصب فشرد که باتلاش ناجوان نامردانه ای شان این کارها رارونق بیشتر داد.

 مبصر سیاسی روسیا مینویسد :

درمورد اخاذی این افراد دولتی باید یک فضای امن تر ایجاد شود تا بتواند به این نیت شوم شان دست رسی پیدا کند روز بروزاز هر نگاه رشد وترقی کند. تا بتواند مردم خود را بسوی یک آینده تاریک  راهنما باشد و همچنان گدایان زیادی را تحویل جامعه کند هههههههههههههههههههه

 

+ نوشته شده در  Sat 9 Aug 2008ساعت 14  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

تظاهرات شهروندان کابل

تظاهرات هزاره ها در کابل

تظاهرات شهروندان کابل
 

امروز سه شنبه اول اسد سال 1387 شهر كابل شاهد تظاهرات عظيم  مسالمت آميز مردمي برعليه هجوم كوچيان در والسواليهاي بهسود و دايميرداد هزاره جات بود.

 به اساس گذارش ها ازين تظاهرات كه دها هزار نفر از شهروندان كابل  در آن شركت كرده  بود ند و خواستار رسيدگي جدي از طرف نهاد هاي دولتي  به اين موضوع شدند همچنان آنان دولت را در بي كفايتي متهم ميكردند كه چرا جهت حل اين معضل كدام اقدام جدي را نميكند. اين تظاهرات در حال برگذلر شد كه صبح همين روز يك حمله كننده انتحاري خود را در ناحيه هفتم كابل منطقه باغ بابر انفجار داد كه در اثر اين حمله خود انتحار كننده كشته شد سه نفر افراد ملكي زخمي گرديد هدف اين انتحار كننده موتر بس حامل نيروهاي اردو ملي بوده كه پيش از رسيدن به مقصد خود را منفجر ساخت در عين زمان طالبان مسئوليت اين حمله بدوش گرفته است.

تظاهرات هزاره ها در کابل

اين تظاهرات كنندگان خواهان ترك فوري كوچيان از وليسوالهاي بهسود و دايميرداد شدند در همين حال روز گذشته آقاي حامد كرزي رئيس جمهور جمهوري اسلامي  افغانستان حكمي را صادر كرد كه به اساس آن كوچيان بايد تاسال آينده ازين مناطق خارج گردد، درين مورد بعضي از كارشناسان اين حكم را راه حل دايمي نميداند و ميگويند كه بايد براي كوچيان اسكان دايمي داده  شود.

 

+ نوشته شده در  Tue 22 Jul 2008ساعت 18  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

آقای کرزی از کوچی های طالب قاطعانه حمایت میکند

 

آقای کرزی از کوچی های طالب قاطعانه  حمایت میکند   

 

درین روز های بهاری و خوش آب  هوا ، بهسود هزاره جات شاهد هجوم کوچی هایی پاکستانی است که درین حادثه صد ها باشنده این محلات آوره  و بیجا گشته اند ، قرار گزارش ها بین طرفین چندین نفر کشته و یا زخمی گردیده اند.

 

جای سئوال این جاست که چرا دولت مردان این کشور توسط نیروهای امنیتی تروریستان را در مناطق جنوبی و سرحدات پاکستان مورد حمله قرار میدهد ولی در منطقه بهسود که همین طالبان وتروریستان بخاطر غارت و تباهی مردم تشریف آوردند هیچ عکس العمل را نشان نمیدهند؟

چنانچه روشن است که کسانی در بهسود حمله کردن از طالبان اصیل میباشد ولی جناب آقای کرزی از تمام جریانات آگاه است ولی معلوم نیست که چرا همکار این مردم است ، این موضوع هیچ جای شک وتردید نیست زیرا شخص که به یک انتحار کننده ای که برای تباهی ملت افغانستان و داغدار ساختن فامیل های افغانی آمده بود یک صد هزار افغانی انعام داده آنر رها کند این کار را نیز میکند. در واقعه بهسود بجای که جناب ایشان به عنوان یک سمبول وحدت ملی در خاموش کردن این آتش نقش داشته باشد بر عكس قضيه ايشان به عنوان وكيل مدافع قرار گرفته و از كوچي ها حمايت ميكند در واقع ايشان از يك شخص ملي به سوي یک شخصیت  قوم گرا مي شتابد، جناب آقای رئیس جمهور!!  همین مردم بودند که جنابعالی را  در کرسی ریاست جمهوری رسانید ولی حالا بعد از سپری کردن دوران ریاست جمهوری جناب ایشان  تمام احساسات پاک مردم را خدشه دار کرده  توسط آله قوم گرایی  بي رحمانه تبليغات انتخاباتي را از نوع قوم گرايي و قوم ستيزي به پیش ببرد تا در آینده با بدست آوردن رای  پشتونها   به حیث رئیس جمهور کشور باقی بماند، آگان به اين باور است كه در انتخابات اينده آقاي كرزي هیچ گونه شانس برنده شدن ندارد  زيرا كار كردها وراهبرد هاي ايشان در مورد مبارزه با تروریزم محو فساد اداری کاهش مواد مخدر قابل  قبول مردم و جامعه بين الملي نيست انتظارات كه از ايشان ميرفت هيچ كدام جامه عمل نپوشيد.

 

بهتر خواهد بود که آقای کرزی همان دو  شعار اصلی اش  را که اصل شایسته سالاری ومصلحت های ملی بود تا در انتها کاری به آن وفا میکرد به نفع ایشان و نظام حاکم بود ولی متاسفانه در جریان ریاست جمهوری چنین نشد بلکه ایشان کارهای بیشتری  را که به منافع عامه بود انجام نداد که عبارت از جلوگیری ارتشاه و فساد اداری مبارزه باتروریزم ومحو مواد مخدر، در کشورتلقی میشد.

 

جریان که فعلاً در بهسود ادامه  دارد شدیداً از اعتبار دولت فعلی و روند کاری آنان میکاهد زیرا مردم مناطق مرکزی به روند کنونی حکومت  کاملاً  همکار وهمگام  بوده در تمام پروسه های ملی فعال شرکت کردند.

در برنامه های  دی دی آر و دایاگ  تمام اسلحه های خود را بدولت تحویل دادند. در چنین موقع هیچ عکس العمل را دولتمردان جهت مانع شدن از چپاول کوچیان نشان ندهند این مردم به زود ترین وقت به صفوف ناراضیان دولت خواهد پیوست.

 

مردم مناطق مرکزی فعلاً هیچ آله برای دفاع از خود دردست ندارند ولی کوچی ها سراپا مسلح  در میدان غارت آمدند این را نباید فراموش کرد که  اکر این ماجرا خاموش نگردد مردم بهسود و مناطق مرکزی به نوعی برای دفاع از خود بپا خواسته مسلح خواهد شد.

 

طالبان با نفوذ در مناطق مرکزی توسط کوچی ها میخواهد به صورت تاکتیکی درین سرزمین ارام یک سلسله نا آرامی ها را ببار بیاورد ولی متاسفانه آقای کرزی نیز با چنین روند موافق بوده  از کوچی های طــــــــــالب قاطعانه حمایت میکند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 22 Jul 2008ساعت 18  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

 

دو شهروند فرانسوی در دایکندی ربوده شدند.  

 

پلیس دایکندی می گوید دو شهروند فرانسوی ساعت دو شب گذشته در منطقه دشت مرکز ولایت دایکندی ربوده شده اند .

گفته می شود این دو نفر شهروندان فرانسه بودند و بیشتر در طرح های مبارزه با گرسنگی و انکشاف بخش کشاورزی در منطقه کار می کردند.

 

پلیس می گوید این افراد زمانی ربوده شده اند که در خوابگاه موسسه ACF   استراحت می کردند .

 

جنرال نادر یک تن از مقامات بلند پایه قوماندانی امنیه ولایت دایکندی در این رابطه گفت : افراد مسلح وابسته به یکی از مخالفین دولت به نام محمد علی صداقت با حمله به خوابگاه شهروندان فرانسوی  ِ انها را با خود برده است .

اما والی دایکندی طی  مصاحبه ای با سایت بی بی سی گفت است : تا هنوز هویت ربایندگان مشخص نگردیده است و پس از انجام تحقیقات مشخصات ربایندگان اعلان خواهد شد .

 

پلیس می گوید بعد از تعقیب و گریز موفق شده است که ربایندگان را در منطقه سیاه بادام ولایت دایکندی مورد حمله قرار دهد اما ربایندگان با استفاده از تاریکی شب موفق به فرار شده اند .

 

در این درگیری ها دو پلیس زخمی شده است و یک تن نیز بر اثر واژگون شدن موتر پلیس که در حال تعقیب ربایندگان بوده است کشته شده است .

 

دایکندی یکی از ولایات امن افغانستان محسوب می شود و این اولین بار است که شهروندی در ولایت دایکندی توسط مخالفین دولت ربوده می شود .

 

قابل یاد آوری است محمد علی صداقت یک تن از مخالفین سرسخت دولت به شمار می رود

 

منبع ویب سایت ( در دایکندی چه میگذرد)

 

+ نوشته شده در  Sat 19 Jul 2008ساعت 19  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

 

                   

سیداسماعیل بلخی

 

۲۴ سرطان (تیر) امسال برابر است با چهلمین سالگرد درگذشت سید اسماعیل بلخی، اندیشمند شیعه افغانستان و از پیشگامان نهضت اسلامی این کشور.

هواداران آقای بلخی، وی را به خاطر مبارزاتش بر ضد رژیم شاهی افغانستان می ستایند و از او به عنوان "علامه" و شخصیتی "مبارز و متفکر" نام می برند.

سید اسماعیل بلخی فرزند سید محمد، در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در روستای سرپل بلخاب ولایت (استان) جوزجان به دنیا آمد.

درکودکی مادرش را از دست داد و در پنج سالگی به همراه پدر، خواهر و برادرش به ایران سفر کرد و در شهر مشهد به آموزش علوم دینی روی آورد.

بعد از سرکوبی قیام مسجد گوهرشاد مشهد در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، آقای بلخی- که طبق برخی نوشته ها، به همراه پدرش در این قیام مشارکت داشته است - نا گزیر به ترک مشهد شد و در شهر هرات افغانستان اقامت گزید.

در هرات به تحصیل علوم دینی ادامه داد و مدتی نیز شاگرد شیخ محمد طاهر قندهاری شد، و در سال ۱۳۱۷ با دختر فردی به نام رحم‌خدا خان ازدواج کرد.

فعالیت سیاسی

در مورد فعالیت های سیاسی آقای بلخی و تشکیل حزب سیاسی که وی بوجود آورده بود، اختلاف روایت های بسیاری وجود دارد، در برخی از نوشته ها، نام حزب او "ارشاد اسلامی" ذکر شده و برخی دیگر آن را "مجتمع اسلامی" ذکر کرده اند که البته تاکنون اسنادی در این زمینه دیده نشده است.

آنچه بیشتر صاحبنظران بر آن تاکید دارند، تایید نظر غلام محمد غبار است که وی نام این حزب را "اتحاد" ذکر کرده است، همچنین برخی گفته اند که خواجه محمد نعیم کابلی فرمانده وقت پلیس کابل، موسس حزب اتحاد بوده و بلخی نفر دوم حزب بوده است.

 

اما آنگونه که آقای غبار در تاریخ افغانستان در قرن بیستم نوشته، این بلخی بوده است که بیشترین تاثیر فکری را بر خواجه محمد نعیم گذاشته است. غبار می نویسد: "محاکمه ضمیر به تدریج خواجه را تغییر داد و هنگامی که در شهر مزار با سید اسماعیل خان آشنا شد، مرد دیگری گردید. یعنی صحبت های سید اسماعیل بلخی که یک روحانی وطن پرست و مرد فاضل و آگاه از مقتضیات عصر و متوجه فساد اداره و حیات رقت بار مردم افغانستان بود، در خواجه تاثیر بر انگیزنده ای داشت. آشنایی خواجه و سید به زودی به رفاقت سیاسی مبدل گردید، و نتیجه آن هم ایجاد یک هسته ی حزب سری به نام اتحاد بود..."

بعد از تاسیس حزب اتحاد، بلخی تلاش کرد تا با همکاری دیگر دوستان خود حرکت های آزادی خواهانه خود را از طریق قیام مسلحانه و مردمی به ثمر برساند.

سرانجام حلقه مرکزی حزب به تصویب رساند که در روز اول حمل (فروردین) سال ۱۳۲۹ خورشیدی ، شاه محمود خان صدراعظم را کشته و زندان دهمزنگ را نیز اشغال کنند و به اتفاق زندانیان به طرف ارگ سلطنتی حمله کنند.

طبق نوشته تاریخ غبار، قبل از رسیدن روز موعود، شخصی به نام گل جان وردک، که عامل نفوذی دولت در حزب اتحاد بود، خبر را به شاه محمود خان رساند.

غلام محمد غبار در کتاب خود می نویسد: "سید اسمعیل بلخی بعدها پس از رهایی از حبس به من گفت که به قرار معلوم همین که جلسه ختم شد گلجان برگشت و قضیه را به شخص صدراعظم اطلاع نمود. فردا قبل از طلوع خورشید شاه محمود خان هر یازده عضو حلقه مرکزی را دستگیر و در زندان بیفکند و همه را از آغاز حمل ۱۳۲۹ تا ۱۳۴۳ شمسی تقریبا پانزده سال در محبس نگه داشت..."

طبق نوشته محمد صدیق فرهنگ در کتاب "افغانستان در پنج قرن اخیر"، در اطلاعیه ای که از طرف حکومت به این مناسبت منتشر شد، آقای بلخی و تعدادی دیگرکه با او دسگیر شده بودند به ساقط کردن حکومت به سود و همدستی خارجی ها متهم شدند و حکومت مدعی شد که اسناد ثابت کننده ای در این زمینه در دست دارد.

آقای فرهنگ می نویسد: "ولی بعدا معلوم شد که نه محکمه ای در کار بود و نه اسنادی در دست، اشخاص مذکور برای مدت چهارده سال در زندان ماندند و سپس بدون توضیح علت زندانی شدن، رهایی یافتند."

بلخی

تغییر روش

در سال ۱۳۴۳ خورشیدی، سردار داوود از صدارت کنار رفت و به جای او داکتر یوسف صدراعظم شد و فضای جامعه مقداری بازتر شد که در نتیجه، سید اسماعیل بلخی از زندان دهمزنگ کابل آزاد شد.

آنگونه که در دانشنامه ادب فارسی افغانستان نوشته شده، بلخی بعد از آزادی، "بر خلاف دوران جوانی و پیش از زندان که بر براندازی و اقدامات مسلحانه تاکید می ورزید، درباره حکومت، راهی مسالمت آمیز و آشتی جویانه و حتی تا اندازه ای هوادارانه پیش گرفت و برای رسیدن به اهداف سیاسی و فکری خود، به فعالیت های فرهنگی و آگاهی دهنده به مردم تاکید ورزید."

آقای بلخی در سال ۱۳۴۶ سفری به عراق، سوریه و ایران کرد و با علمای حوزه های علمیه نجف و قم دیدار کرد و در جمع طلاب افغانی در این کشورها سخنرانی کرد.

آثار

مهم ترین اثری که از سید اسماعیل بلخی برجای مانده، مجموعه اشعار او است که بیشتر آنها در زندان دهمزنگ کابل سروده شده است و مشتمل بر بیش از ۵۰۰۰ بیت شعر می شود. البته آنگونه که برخی گفته اند، آقای بلخی بیش از۷۵هزار بیت سروده است که از نظر بسیاری از صاحب نظران، چنین چیزی بعید است.

محمد کاظم کاظمی شاعر و کارشناس ادبیات باور دارد که چنین چیزی غیرممکن نیست ولی با قراین موجود نمی خواند که بلخی این همه شعر سروده باشد.

آقای کاظمی می گوید "چون از زمان سرایش این شعرها هم زمان زیادی نمی گذرد، اگر سروده شده است پس کجاست؟ بعید است که از هر ۱۴ بیت یک بیت آن باقی مانده باشد. حتی پرکار ترین شاعران فارسی زبان مثل فردوسی و مولانا هم این همه شعر نسروده اند."

مجموعه شعرهایی که ازاسماعیل بلخی باقی مانده، اندیشه و افکار او را به خوبی نشان می دهد که وی از چه ویژه گی های فکری بر خوردار بوده است.

ابوطالب مظفری شاعر و پژوهشگر افغان، که اشعار بلخی را بررسی کرده، شعر او را از لحاظ درونمایه غنی می داند و باور دارد که "شعر بلخی شعر تهی و معمولی نیست." آقای مظفری می افزاید: "او از نظر فکر شاعری صاحب ایده و مرام است و هیچگاه گرد مضامین کلیشه ای مرسوم در شعر فارسی نمی گردد و نگاهش به مسایل کاملا نگاهی نو و معاصر است".

به گفته این شاعر افغان مقیم مشهد، "تفکرات مطرح شده در شعر بلخی نیز ابعاد مختلف دارد، یعنی شعرهایی در موضوعات بسیار اساسی دارد از مسایل اعتقادی گرفته تا سیاسی و عرفانی، او هرچند زیاد مجال و فرصت نداشته به امور شخصی توجه کند... بلخی با موضوعات شعرش برخوردی تجربی دارد و موضوعات را اعم از دینی و عرفانی و سیاسی، اول درونی می کند بعد طرح می نماید. این است که عرفان و سیاست و دیانت بلخی همگی رنگ خودش را دارد."

درگذشت

سید اسماعیل بلخی چند روز قبل از مرگ به هزاره جات رفت و در آنجا بیماری قلبی وی شدت پیدا کرد و فشار خونش نیز بالا رفت.

او سفر را ناتمام گذاشت و به کابل بازگشت و در شفاخانه (بیمارستان) علی آباد کابل بستری شد و در تاریخ ۲۳ سرطان سال ۱۳۴۷ خورشیدی در همان شفاخانه از دنیا رفت.

جنازه آقای بلخی، روز بعد در دامنه کوه افشار کابل به خاک سپرده شد.

برخی از هوداران آقای بلخی، از جمله خانواده او بر این باورند که وی توسط عوامل حکومت وقت مسموم شد و برخی دیگر اعتقاد دارند که بلخی بر اثر بیماری آنفاکتورس شدیدی که داشته از دنیا رفته است.

منبع : ‌بی بی سی

 

+ نوشته شده در  Tue 15 Jul 2008ساعت 19  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

آیا کوچی ها چهره دگری از طالبان نیست؟

  

آیا کوچی ها چهره دگری از طالبان نیست؟

افغانستان همواره به عنوان یک کشور که موقعیت استراتیژیکی فوق العاده مهم برای قدرتهای بزرگ داشته به شمار میرفته و دایماً اهداف های بیگانه  درین سرزمین تطبیق شده است.

این گونه فعالیت ها از دیر باز به این سو به اشکال مختلف توسط  راهکار های مشخص و قابل اجرا انجام شده است در کشور مثل افغانستان موضوع زبان قوم نژاد خیلی مسئله حساسیت بر انگیز است بنابر آن کشورهای ذیدخل از میتود نفاق فگنی بین اقوام استفاده کردند.

در طول تاریخ افغانستان توسط زمام داران این پروسه ها ی آنان برای عناصر خارجی اجرا شدحق اقلیت هاپامال گردید کوشش شدکه آنها از تما م موضات اجتماعی محروم بماند این خود بخود آن عده کسانی که از حقوقی خود محروم مانده بود وادار به بدست آوردن حق شان میکردند که در نتیجه جنگها آغاز میشد

طالبان نیز در همین استراتژی شامل بود که در یک مدت عرض اندام کرده و بعد از یک مدت کوتا منزوی گردید. نتیجه استبداد اکثریت بر اقلیت گره های فراوان اجتماعی را بوجود آورده. که همین موضوع ساکن شدن کوچی ها را درسالهای متمادی به هزارجات   نشان میدهد.

درمدت ۳ سال است که کوچی در فصل بهار برای غارت کردن کشت زارهای  مردم در مناطق هزاره جات کوچ میکند که در نتیجه به مقاومت مردم ساکن درآنجا مواجه میشود . درین زدوخود ها ده ها  نفر از دوطرف به قتل رسیده  آنان را کوچی نمیتوان گفت زیرا همه تجهیزات نظامی را در اختیار دارد مشخص است که آنان از یک گروه ویک کشورخاص حمایت و پشتبانی میگردد.

کوچی های افغانستان به اساس قانون نباید مسلح باشد وحتی برای  دوران عسکری معافیت دارد. از قرار دیده میشود تمام کسانی که در هزاره جات به چهره کوچی می آیند چهره جدید از طالبان است.

از سوی دگر گفته میشود که به خاطربروز این حوادث هیئتی متشکل از بخش های مختلف دولتی وغیر دولتی  تعین شده  هنگامیکه  آنان بخاطر  میانجگری به منطقه می رسند از طرف کوچیها مورد حمله قرار میگیردکه در نتیجه آنان مجبور به ترک منطق شده و در یک جای امن تر میروند. با این حال ما میبینیم آنان چهره کاملاً متفاوت با کوچی را دارد.

 

+ نوشته شده در  Fri 27 Jun 2008ساعت 10  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

آخرین گزارش‌ها از تهاجم کوچی‌ها در بهسود
 

تیم  نظارت و بررسی ، دفتر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بامیان، از وضعیت ناگوار صدها خانواده بیجاشده در دره کجاب ولسوالی بهسود، ولایت میدان وردک گزارش داده و وضعیت را سخت نگران‌کننده توصیف کرده است.

این گزارش، حاوی گفتگو‌های اعضای تیم نظارت‌کننده و مردم بیجا شده بیسود است.

سید حسین حسینی یک تن از اعضای این تیم که اخیرا از مناطق ناآرام و اشغال شده‌ توسط کوچی‌ها دیدن نموده است وضعیت بیجاشده گان را وخیم توصیف نموده می‌گوید "در تازه ترین درگیری بین مردم محل و کوچی ها که در تاریخ 26 جوزای 1387 رخ داده است، هشت نفر از اهای منطقه کشته شده اند و هزاران خانواده از منازل و مناطق شان متواری شده اند".

محمد ایوب شریفی مدیر حقوقی ولسوالی حصه دوم بهسود که با تیم نظارتی دفتر کمیسیون مستقل حقوق بشر گفتگو کرده است، گفته است که در بین کشته شدگان، اجساد دو پیرمرد 85 ساله، یک دختر 13 ساله و دو شاگرد مکتب نیز دیده شده است. چند تن مجروح و چند نفر دیگر مفقودالاثر و صدها تن از زنان، اطفال و افراد مسن مجبور به ترک خانه های خود شده اند.

محمد ایوب شریفی افزوده است: " بیجاشده‌گان در وضعیت ناگوار قرار دارند و اکثرا در مساجد، منابر و قریه‌جات اطراف جایگزین شده‌اند که به شدت به مواد غذایی، دارویی و سرپناه نیازمند هستند".

احمد حسین یک تن از اهالی دهن اوجی کجاب که اینک از منطقه اصلی‌اش فرار کرده و در مسجد میانه ده سنگ شانده بهسود شب و روز را می‌گذراند می‌گوید:" ما در این مسجد، حدود 100 فامیل آواره بیجاشده زندگی می کنیم. ما مصروف کارهای عادی روزانه خود بودیم که کوچی ها بالای ما فیر کردند، خانه های خود را قفل کرده و فرار کردیم. تازه به ما خبر رسیده که کوچی‌ها، قفل‌های دروازه ها را شکستانده شده و اموال ما را به تاراج برده‌اند. آنها به این هم بسنده نکردند بلکه کوپه‌ها هیزم ما را  آتش زده‌اند. اکنون که ما هیچ چیزی در دست نداریم و با دست خالی نمی توانیم از خود دفاع کنیم، آنها مسلح اند و  زمین های ما در معرض خشک شدن قرار گرفته است، از هر جهت مشکلات داریم، مردم این منطقه کما بیش به ما نان خشک می رسانند".

تیم نظارتی کمیسیون مسقل حقوق بشر، از مکتب و کلینیک میرهزار کجاب که در این درگیری  بنا به گفته اهالی منقطه از سوی کوچی ها غارت شده، بازدید نموده‌اند. این محلات اکنون پایگاه  کمیسیون دولتی و نیروهای پلیس و اردوی ملی که برای کاهش درگیری به منطقه فرستاده شده اند، تبدیل شده است. به گفته تیم نظارتی کمیسیون مستقل حقوق بشر از منطقه آسیب دیده، حدود چهار مکتب و یک کلینیک در این منطقه به کلی تعطیل شده است.

آقای حسینی یک تن از اعضای تیم نظارتی این کمیسیون گفته است: " قرار چشم دیدهای ما، مردم از ابتدای دره کجاب منطقه "آب اژدر" الی "تیزک" که حدود پنج هزار خانواده می شود، مجبور به ترک خانه های خود شده‌اند. کوچی ها در نقاط مرتفع کجاب موضع گرفته اند و با وجود استقرار بیش از صد نفر اردو و پلیس ملی کسی جرأت رفتن به خانه های خویش را ندارد.

آقای حسینی می‌گوید: "قفل درهای زیادی شکستانده شده است و خطر غارت مجدد اموال و دارایی های مردم وجود دارد. این تیم تلاش نمود که با کمک کمیسیون مسقتل حقوق بشر و نیروهای حایل با کوچی ها و نمایندگان آنها در تماس شوند، اما اعضای کمیسیون و نیروی حایل این تقاضا را نپذیرفت و تیم نظارتی کمیسیون مستقل حقوق بشر هم موفق به دریافت نظرات کوچی ها نشدند". امان الله زدران، وزیر مشاور و رئیس کمیسیون تعیین شده از طرف رئیس جمهور به این تیم گفته است: "ما در حال مذاکره با طرفین برای ایجاد صلح هستیم، هر دو طرف یکدیگر را به آغاز درگیری مسلحانه متهم می کنند. و ما کوشش می‌کنیم به زودی گزارشی را از کار کمیسیون به رئیس جمهور ارائه کنیم".

اما مقامات محلی به این آتش بس و صلح خوشبین نیستند و خواهان تقویت اردو و پلیس می باشند. آنان می گویند اگر این نیروی حایل منطقه را ترک کند یا تقویت نگردد، خطر درگیری و آوارگی مجدد هزاران باشنده محل وجود دارد.

درگیری های امسال بین کوچی ها و مردم ده نشین در 26 جوزای 1387 در منطقه کجاب، ولسوالی حصه دوم بهسود ولایت میدان وردک رخ داد. دولت مرکزی با وجود اطلاع از احتمال این درگیری و عدم اقدامات پیشگیرانه، توانست با اعزام یک  کمیسیون و ارسال بیش از صد نیروی اردو و پلیس ملی از گسترش درگیری جلوگیری به عمل آورد. سال گذشته نیز چنین درگیری هایی بین کوچی ها و مردم این منطقه رخ داد که بیش از یازده نفر کشته و تعدادی مجروح و اسیر شدند.

نسخه برداری از ویب سایت افغان پرس

+ نوشته شده در  Sun 22 Jun 2008ساعت 18  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

طوفان آقای عبدالجبار ثابت از دایکندی کی را خواهد برد ؟

 

 

طوفان آقای عبدالجبار ثابت از دایکندی کی را خواهد برد ؟

 

آقای عبدالجبار ثابت لوی سارنوال افغانستان به عنوان یک چهره مطرح کشور درحال حاضر جهاد در مقابل رشوه و فساد اداری را آغاز کرده و هردم شعار بر ضد این پدیده  سرمیدهد.

 

ایشان متولد ولایت ننگرهار در شرق افغانستان است. حدود 61 سال عمردارد بر اساس بعضی گفته ها ایشان درحال حاضر برعلاوه این که یک مقام حکومت به شمار می آید، تابعیت کشور کانادا را نیز دارد.او وقتی درسال 1981 به پشاور پاکستان مهاجرت کرد، بیش از سی سال عمر داشت. او به درخواست عبدالرب رسول سیاف که درآن زمان حزب اتحاد اسلامی را تاسیس کرده بود، به سیاف پیوست اما به زودی به حزب کوچک مولوی محمد یونس خالص که تازه از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار منشعب شده بود، روی آورد. دوره عضویت آقای ثابت در حزب مولوی خالص بیش از یک سال ادامه نیافت.

طوری که خودش در لندن درمحضر مهاجران اظهار داشت، در سال 1983 حکمتیار از وی دعوت کرد که به حزب اسلامی ملحق شود و او این دعوت را قبول کرد. درنیمه دوم سالهای دهه هشتاد برادر بزرگ آقای ثابت که یکی ازفرماندهان حزب اسلامی بود، درجریان درگیری با نیروهای شوروی و افغان در ننگرهار کشته شد. از آن پس توجه آقای حکمتیار به آقای ثابت بیشتر شد. ثابت هیچگاه برضد شوروی و حکومت تحت حمایه آنان به مبارزه مسلحانه روی نیاورد.

در دوران که آقای علی احمد جلالی وزیر داخله بود آقای ثابت به عنوان مشاور حقوقی با ایشان کارمینمود تا اینکه به مدت کوتاهی ایشان خود را در پست لوی سارنوالی افغانستان رساند.

در رابطه به اعلان جهاد ایشان به نظر میرسد که در لابلای فعالیت های شان در بعضی موارد اهداف های سیاسی نیز نهفته است که در عملکرد های ایشان به طور خفیف دیده می شود. نمیدانم که این موارد در سفر ایشان در دایکندی به چه پیمانه مطرح است .

 یکی از مقامات عالی رتبه پولیس ادعا میکرد که اسنادی را دردست دارد که نشاندهنده روابط نزدیک آقای ثابت و شخصیکه در قاچاق مواد مخدر مظنون شناخته شده است ، ولی ادعای ایشان هرگز ثابت نگردید امکان دارد که شرایط خاص موجود بوده که چنین یک مسئله به مرحله اثبات نرسید

 

خوب حالا نوبت است که یک نگاه کوتا به پس منظر کاری محترم لوی سارنوال افغانستان بیندازیم که ازشروع فعالیت چه دست آورد را برای مردم افغانستان داشته و کارکردهای ایشان برای مردم موثر واقع شده است یا خیر؟ مدت های زیادی از اعلان جهاد وی سپری میشود ولی تا بحال هیچ عملکرد که واقعاً توقع مردم را برآورده کرده باشد نداشته است همانطور که تمام دولتمردان افغانستان مطابق به شعار خود عمل نمیکند جناب ثابت هم ازین قاعده مستثنی نمی باشد.

در روز های اول شروع  کاری ایشان چنان بازار گفتمان ایشان گرم بود که تمام مردم افغانستان در بین فرد ، خوانوده ، قریه ، منطقه و بلکه در سراسر افغانستان درباره ایشان سخن ها گفته میشد و مردم با شوق وذوق بی نهایت زیاد بی صبرانه منظر نتیجه جهاد ایشان بود ولی مدتی نپایید که مردم  جناب ایشان را نیز در صف  همان اشخاص دید که دیروزثابت صاحب برای مردم وعده گرفتار اش را داده بود.

درین مدت یک تعداد از افراد مطرح را تحت پیگرد قرار داد ولی بعد از ایام کوتاه تمام قضیه مهر لاگ گردیده دفن شد. لوی سارنوال صاحب برای شستن روی خود یک عده کسانی را به سیستم قضایی معرفی کرد که در سطح پاین دولت قرار داشت که معاش ما هانه 2500 اافغانی دارد. ( این برای همین اشخاص ها  هم خوب است که دیگه غصه نان ، آب ، و پوشاک اولاد هایش را نمی خورد، راحت به گوشه زندان میخوابد و برای جناب سارنوال صاحب هم که مردم میگوید ایشان با فساد اداری مبارزه کرده مجرمان را به غول و زنجیر کشیده ) آن کسانیکه که معاش بنام سوپر اسکیل  میگرد فعلاً مردم را باخیال راحت چپاول کرده و سرگرم مصروفیت جهاد جیپ پری خود است.

 

در تاریخ 21 جوزا 1387 آقای عبدالجبار ثابت با یک عده هیئت وارد سرزمین فراموش شده و درعین حال محل امن رشوت خوران که آنرا بنام دایکندی یاد میکند گردید. محل که از عینک های رشوت بین   آقای ثابت بسیار فاصله داشت ، اینبار قضایای سفر های ولایتی این ابر مرد رشوت شناس تکرار خواهد شد یا به یک سلسله تغیرات بر نگرش وعملیه ایشان رو نما میشود .

توفان آقای ثابت کی را از دایکندی خواهد برد به اعتقاد این جانب(نگارنده) ممکن قضایا قبلی تکرار شده و در مرحله اول برای کمپاین سازی خود بعضی اشخاص بالاتر را گرفتار و برای چند روز محدود به زندان افگند و بعد افراد بسیار پاین ادارات دولتی را این توفان ببلعد و افراد کلیدی مانند دگر مناطق افغانستان فربه و فربه تر گردد ، در واقع این توفان هیایو زیاد دارد ولی ممکن افراد خیلی سبک را برداشته و سرنگون سازد .

انتظار که مردم دایکندی از این هیئت دارد کاملا متفاوت با عمل های پیشین آقای جبار است. امیدوار هستیم که ایشان درین سفر یک  تغیرکلی را در شوه کار خود آورده باشد و شمه ای از انتظارات  مردم را برآورده سازد. مشکلات که شدیداً مردم دایکندی را رنج میدهد مانند تطبیق نشدن پلان های انکشافی به صورت منظم وشفاف از طرف ادارات دولتی ، عملی نشدن ماستر پلان شهری ، عدم رسیدگی به چالشها و مشکلات مردم ، رشوت خوری در محاکم و سارنوالی  همه این مسایل را میتوان از مشکلات عمده به شمار آورد.

 

مردم دایکندی این حق را بخود محفوظ میدارد که برتمام کارهای که به منافع شهروندی آنان نباشد ازآن انتقاد نموده و شکایت خود را به مراجع که صدای شان را بشنود برساند.

 

 

+ نوشته شده در  Sat 7 Jun 2008ساعت 17  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

بادام دایکندی

 

سیمای بادام دایکندی 

کارشناسان امور اقتصادی یگانه را رشد و انکشاف کشورهای روبه توســعه را منابع طبیعی و تولیدات آن کشور به شمار می آورند. مناطق مرکزی هزاره جات متشکل از دره های پست و بلند و آب و هوای خشک است درآمد حاصلات  طبیعی آن بسیار به فیصدی پایین قرار دارد.

تولیدات صنعتی هیچ وجود ندارد شاید یگانه علت این موضوع دور بودن منطقه از پایتخت افغانستان  باشد. عدم سرمایه گذاری در بخش زراعت کشور را بسوی مصرفی بودن کشانده که لازم به سهم گیری متشبثان خصوصی وسرمایه گذار درین مورد است.

درخت بادام که با نام علمی Prunus Amygdulus یاد میشود در مناطق گرمسیر ولایت دایکندی تربیه میشود  اهالی این مناطق میگوید بیش از 55 سال است که این درخت  مرویج شده برای اولین بار بادام توسط شخصی بنام حاجی یوسف بیگ  مشهور به میر حاجی در دایکندی رواج یافت  گرچندمردم تا فعلاً ازآن به صورت سنتی استفاده میکند کارهای اصلاحی در بالای باغداری و دگر بخش های زراعتی  کشور صورت نگرفته و  به همان اساس عاید بسیار قابل ملاحظه بدست آورده نمیتواند.گرچند در مقابل دگر عایدات زراعتی درخت بادام  پردرآمد ترین منبع عایداتی  برای مردم دایکندی به شمار می آید.

آب و هوای دایکندی برای پرورش درخت بادام بسیار مناسب ارزیابی شده  زیرا این درخت آب زیاد نیاز ندارد میتواند در آب بسیار  کم رشد و نمو کند و حتی به صورت للمی پرورش یابد. درین سالهای اواخر خشکسالی های پی درپی ضربه شدید بر پیکره زراعت دایکندی وارد ساخته ازاین رودرختان بادام نسبت به دگر درختان آسیب نسبتاً کمتر دیده ونیز فروش بادام سال به سال رو به بهبود است  زیرا بادام در داخل افغانستان به فروش میرسد و حتی در سطح بین المل توانسته جایگاه نسبی را بدست بیاورد.

مردم مناطق گرمسیر دایکندی عمده ترین عاید شان از حاصلات بادام بدست می آیند به همان اساس کوشش دارند نهادهای که دردایکندی فعالیت میکنند باید در مورد زراعت و باغداری این مردم توجه جدی کنند زیرا ریشه و تهداب اقتصاد این منطقه را بادام تشکیل میدهد این محصول باید خارج از دایکندی بلکه بیرون  ازافغانستان مارکیت یابی خوب برای فروش بالاترآن  شود. یکی از باشندگان این ولایت از کار کردهای ریاست زراعت انتقاد کرده وگفت: این ریاست در ضمن اینکه کاری جدی را برای اصلاح درخت بادام نکرده بلکه هیچ توجه را در مورد زراعت نمیکند، وی گفت علت عمده این کار شاید کم توجهی دولت مرکزی باشد.

۱ - معلومات در باره بادام در جهان

۲ - بادام و کــــــــــــــــــــار برد آن

 

+ نوشته شده در  Mon 2 Jun 2008ساعت 18  توسط  علی احمد مـــــددی   | 

زندان دایکندی

 

 وضعیت زندان و زندانیان دایکندی 

 دولت افغانستان را  مشــــــــــکلات از هرگوشه و کنار احاطـــــــــــه کرده  که در تمام نقطه های

 

 حکومت ضعف ، فساد و اختلاص به اوج خود رسیده با این حال حاکمـــــــیت دولت را در سطح

 

 ملی و بین الملی این موضوعات  زیر سئوال برده است. در هـــــــــــــــیچ گوشه از دولت کارکرد

 

 قابل ملاحظه را  دیده نمیتوانیم.  با این حال  اگر یک تغیــــــــــــــــرات در عملکردها ی  دولت به

 

 وجود نیاید اندیشه ها وتفـــــــــــکرات کاملاً  به سوی دولت منفی خواهد شد . ولایت دایکندی مدت

 

 کوتاهی از تاسیس آن سپری میشود در  تمام عرصه ها مشکلات فراروی پیشــــرفت وجود دارد. 

 

زندان ولایت دایکندی در حال حاضر دچار مشـــــکلات فراوان میباشد. به گفته ای  خداداد غفاری

 

 مدیر این زندان  فعلاً به تعداد 74 نفر زندانی در این مکان محبوس است که عدم جای مــــــــناسب

 

 بی ســــــــــرنویشتی زندانیان عمده ترین  چالش است و همچنان   تا بحال مدت   زیادی اززندانی

 

 بودن آنان میگذرد که حـــــــــــــکم نهایی محاکم در بالای شان  تطبیق نشده است وی  علاوه نمود

 

 کسانی در زندان موجود است که سه الی چهار سال بدون کدام حکم نهایی در زندان  سپری میکند،

 

همچنان آقای غفاری افزود: در قانون جزا آمده که حد اکثر مدت 9 ماه   دوسیه  یک مجرم باید طی

 

 مراحل شده حکم نهایی  آن صـــــادرگردد، ولی سیستم قضایی و ثـــــــــــــــــارنوالی هیچ بر خورد

 

مسلکی و وظیفوی درین راستا ندارد.   در ادامه ایشان از کمبود البسه برای زندانیان شکایت کردند

 

 که یکی از اساسی ترین مشکل محبوسین در ایام زمســــــــــــــــتان   میباشد.   موضوع دگری که

 

آقای غفاری اشاره کرد قاچاق تریاک در داخل محــــبس صورت  میگرفته است که این کار توسط

 

 موظفین ردیابی شده باند مذکور متلاشی گردید